نبض زمان آرام می تپد روزی کودکم خواهد آمد

سالگرد عقد مامان و بابا

1393/12/28 23:03
نویسنده : مامان آینده
1,766 بازدید
اشتراک گذاری

1389/12/28

 

 

" چهارمین سالگرد عقد مامان و بابا "

1389/12/28      1393/12/28 

 

 

عزیز دلم

امروز یعنی 28 اسفند سالگرد عقد من و بابایی هستش

عزیزم انشاالله سال دیگه همین موقع شما هم پیش ما باشی .

 

 

باید باور کنم یا نه توی خوابم یا بیداری

محاله اما تو دستام داری دستاتو میزاری

چقدر دور بود تو رو داشتن

تو اون روزای تنهایی

شاید رویاست ولی حالا

کنار من همین جایی

 

من نگاه تو رو میخوام روی ماه تو رو میخوام

آسمون دوتا چشم بی گناه تو رو میخوام

من نگاه تو رو میخوام روی ماه تو رو میخوام

آسمون دوتا چشم بی گناه تو رو میخوام

 

 

بهت قول میدم از حالا

تا روزی که نفس دارم

تموم قلبم و با عشق

به دستای تو بسپارم

بهت قول میدم از حالا

چه تو شادی چه تو غمها

شریک لحظه هات باشم

از امروز تا ته دنیا

 

 

من نگاه تو رو میخوام روی ماه تو رو میخوام

آسمون دوتا چشم بی گناه تو رو میخوام

من نگاه تو رو میخوام روی ماه تو رو میخوام

آسمون دوتا چشم بی گناه تو رو میخوام

من نگاه تو رو میخوام

روی ماه تو رو میخوام

 

 

کنارم هستی و اما ، دلم تنگ میشه هر لحظه

خودت میدونی عادت نیست ، فقط دوست داشتن محضه

کنارم هستی و بازم ، بهونه هامو میگیرم

میگم وای چقدر سرده ، میام دستاتو میگیرم

 

 

یه وقت تنها نری جایی ، که از تنهایی میمیرم

از اینجا تا دم در هم ، بری دلشوره میگیرم

فقط تو فکر این عشقم ، تو فکر بودن با هم

محاله پیش من باشی ، برم سرگرم کاری شم

 

 

می دونم که یه وقتایی ، دلت میگیره از کارم

روزایی که حواسم نیست ، بگم خیلی دوست دارم

تو هم مثل منی انگار ، از این دلتنگی ها داری

تو هم از بس منو میخوای ، یه جورایی خودآزاری

 

 

کنارم هستی و انگار ، همین نزدیکیاس دریا

مگه موهاتو واکردی ، که موجش اومده اینجا

قشنگه رد پای عشق ، بیا بی چتر زیر برف

اگه حال منو داری ، میفهمی یعنی چی این حرف

 

 

میدونم که یه وقتایی ، دلت میگیره از کارم

روزایی که حواسم نیست ، بگم خیلی دوست دارم

تو هم مثل منی انگار ، از این دلتنگی ها داری

تو هم از بس منو میخوای ، یه جورایی خودآزاری

 

 

و رویای ما به حقیقت پیوست ، قلبهای ما به هم پیوست

و زندگی آغاز شد .....

به تو رسیدم در اوج آسمان عشق ،

این بود قصه ی من و تو و سرنوشت .....

تو آمدی و دنیا مال من شد ، همه ی انتظار و دلتنگی ها و غصه ها

تمام شد

تو آمدی و عشق آمد و پیوند ما در کتاب عشق ثبت شد .....

 

 

باور نداشتم مال من شده ای ، لحظه ای به خودم آمدم

و دیدم همه زندگی ام شده ای

عشق معجزه نیست ، حقیقتیست در قلبها که پنهان است

به پاکی عشق ، به لطافت با تو بودن

 

و ما با هم آمده ایم که به همه ثابت کنیم معنای عشق واقعی را .....

تو همانی که من میخواستم ، مثل تو کسی در دنیا نیست برایم ،

مثل تو هیچگاه نیامد و نمی آید و نخواهد آمد ،

تو اولین و آخرینی برایم .....

 

 

و با عشق پرواز میکنیم ، میرویم به جایی که تنها آرامش باشد

در بینمان ،

تا در یک سکوت عاشقانه و در اوج آرامش بدون هیچ غمی

در آغوشت آرام بگیرم !

 

 

اینبار سکوت زیباست ،

چون درونش یک عالمه حرفهاست ، حرفهایی در دلهای من و تو ،

که هم تو میدانی راز دلم را

و هم من میدانم راز درونت را .....

و من ثابت کردم عشق هست ، تو همیشه هستی .....

و من و تو همسفران عشقیم تا ابد ، این احساسم همیشه در قلبت بماند .

( این مطلب از سایت دفتر عشق کپی شده است)

 

پسندها (4)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (4)

مامانی علی(زینب)
3 فروردین 94 5:18
مبارکه مبارک .انشااله گلم نی نی جون زودباش بیادیگه بسه دیگه زیاد ناز نکن. دل مامان و بابا رو آب نکن نی نی تون زرنگه داره خودش لوس میکنه که اومد دیگه همه توجها به اون باشه
مامان آینده
پاسخ
مرسی عزیزم ممنون ..... عزیزم ممنون
مامان هانیه
4 فروردین 94 15:04
سلام عزیزم سالگرد ازدواجت مبارک به وب منم سر بزن
مامان آینده
پاسخ
سلام گلم ممنون البته سالگرد عقدم بود چشم حتما
زهرا
5 فروردین 94 12:00
عزيزم مباركه ايشالا ساليان سال كنار هم خوشبخت زندگي كنين و كوچولو هاي خوشگل زندگي تونو از اينم قشنگتر كنه ايشالا
مامان آینده
پاسخ
ممنون گلم مرسی عزیییییییییییییییییییییییزم
montazer
15 فروردین 94 0:49
هرچند دیر اومدم گلم سالگرد عقدتون مبارک ایشالا سال بعد تو همچین روزی نی نی بغلتون باشه
مامان آینده
پاسخ
ممنون عزیزم همین که به یادم بودی ممنونم ایشالا ایشالا ممنون